کد خبر:12593
پ
۱۵۹

امیر تخریب حاج امیر یحیوی

رحلت جانگداز یار دیرینه و عزیزمان #جناب_حاج_امیر_یشلاقی باعث تاثر شدید اینجانب گردید امشب بیاد اون عزیز سفر کرده با چشمی اشکبار #دعای_کمیل در حرم #حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها خواندم و برای دوست باوفا دو رکعت نماز هدیه کردم، خداوند با ائمه معصومین علیهم صلوات الله محشور کند دو سال پیش طوری به من التماس میکرد که خیلی دوست […]

رحلت جانگداز یار دیرینه و عزیزمان #جناب_حاج_امیر_یشلاقی باعث تاثر شدید اینجانب گردید امشب بیاد اون عزیز سفر کرده با چشمی اشکبار #دعای_کمیل در حرم #حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها خواندم و برای دوست باوفا دو رکعت نماز هدیه کردم، خداوند با ائمه معصومین علیهم صلوات الله محشور کند
دو سال پیش طوری به من التماس میکرد که خیلی دوست دارم به سوریه بروم و در صحنه های نبرد با داعشیهای تکفیری بجنگم که من که از او شخصیتی شجاع در نظرم بود دلم سوخت که چقدر عاشق جهاد و شهادت است و همیشه در مواقعی که به هر دلیلی یادم می افتاد دعاگوی او بودم
خاطره ای از ایشان دارم،
قرار بود که جلوی #خط_پدافندی_ماووت مین گذاری و سیم خاردار بکشیم ولی بدلیل دوری راه انتقال مینها و سیم خاردارها را سخت میکرد .
داشتیم برنامه ریزی میکردیم که چطور وسایل رو منتقل کنیم که حاج امیر یشلاقی سر رسید گفت با خودرو وسایل رو منتقل میکنیم بعضی گفتند که امکان نداره و خودرو رو میزنند ایشان این شعر را میخواند
که تفنگ ۱۰۶ کلت من است،
شلوار رستم شرت من است،
آب دریا قورت من است
و سپس گفت با خودرو میریم و دسته را سوار بر خودرو کرد و تمام وسایل و نیروها را تا ۱۰۰ متری خط عراقیها منتقل کرد و توانستیم بجای دو شب کاشت مین، در یک شب کار رو تمام کنیم و برگردیم، شجاعت و دلیری همراه با شوخ طبعی اون سردار رشید باعث افزایش روحیه دیگر رزمنده ها میشد و هر موقع بنده اون عزیز سفر کرده را می دیدم یادی از تمام عزیزان سفر کرده شهیدمان میکردم و دیدن ایشان همیشه با خاطرات زمان جنگ و شهدا و عملیات های متعدد همراه بود، خدایش رحمت کند و با سید و سرور شهیدان حضرت امام حسین علیه السلام محشور کند، انشاالله برای شادی روحش صلوات

ارسال دیدگاه