کد خبر:2500
پ
۴۰

بیانات آقا خیلی تکان دهنده است

شهدا هم دیروز و هم امروز توی میدان هستند. ما کجائیم… اونها هنوز هم دفاع میکنند. ما چیکار میکنیم اگر هم بعد از ۳۰ سال دور هم جمع میشیم میخواهیم خوش باشیم خوش بگیم و خوش بخندیم کسی سر قرار نمیاد که حالا وظیفه ما چیه؟؟؟؟ چیکار باید بکنیم ظهر که شد یه نهاری به […]

شهدا هم دیروز و هم امروز توی میدان هستند.
ما کجائیم…

اونها هنوز هم دفاع میکنند.

ما چیکار میکنیم
اگر هم بعد از ۳۰ سال دور هم جمع میشیم میخواهیم خوش باشیم خوش بگیم و خوش بخندیم
کسی سر قرار نمیاد که حالا وظیفه ما چیه؟؟؟؟
چیکار باید بکنیم
ظهر که شد یه نهاری به بدن میزنیم و یه عکسی میگیریم و چند تا ماچ و بوسه؟؟؟؟
و تمام…..
رهبرمون یه جایی فرمودند من از #دغدغه بعضی از مسائل شبها تا صبح خوابم نمیبره؟؟؟؟
ما چطور؟؟؟؟

بگذار من یه خاطره بگم

قبل از عملیات بدر با بچه های گردان تخریب رفتیم مشهد.

شهید حاج عبدالله با ما نیومد با خانواده اش اومد و  شهید سید محمد هم با هواپیما اومد.
هوا فوق العاده سرد بود
یه منزل شخصی بود که در اونجا ساکن شدیم.
بالاخره اون موقع همه ی ما جوون و زیر بیست سال بودیم و اهل شوخی و سر به سر گذاشتن همدیگه.
شهید آقا سید محمد سر شوخی بچه ها ناراحت شد. شاید هم به حق نبود اما بعد از یه سخنرانی و چند تا تذکر از جمع ما جدا شد و فرداش هم رفت تهران.

اما اون شب تا خود صبح شهید محمد حسن مهوش محمدی که داداش صیغه ای من بود توی رختخواب گریه کرد. دلیلش رو پرسیدم.
به من گفت: داداش جون..
فرمانده مون از ما رضایت نداشت و ناراضی بودن فرمانده خوشنودی خدا نیست.
بله…
شهید محمدی تا صبح به خاطر این بیدار بود.

خدایی تا حالا شده ما اینگونه باشیم.
گنجینه خاطرات شهدا توی سینه های ماست.

این سرمایه برای نسل های آینده است و حق اونهاست و برما لازم است که به اون ها برسونیم.
شبها و روزها با این امانت راحت میخوابیم؟؟؟؟؟
این همه این حقیر اصرار و التماس به دوستان میکنم که خاطرات رو برای ما بفرستید و یا حتی وویس ضبط کنید و ما با اشتیاق مطالب شما رو میشنویم و پیاده میکنیم.
اما… اتفاقی نیفتاده…

واقعا نمیبینید و نمیشنوید اینقدر دروغ های شاخدار در خصوص  تخریب و میدان مین میگند و عکس های آنچنانی بعد از ۳۰ سال رو میکنند و متاسفانه بعضی از ما ندانسته این دروغ ها رو ترویج میکنیم.
بیاییم تا دیرنشده کاری کنیم.
مرگ خبر نمیکنه.
بخشی از گنجینه تخریب لشگر۱۰ در سینه شهید حاج امیر یحیوی بود که زیر خاک رفت و نابود شد.
نگذاریم باز این خسارت ها تکرار بشه.
شاید کسی بگه که فلان نهاد و ارگان وظیفه داشتند و انجام ندادند و از این حرف ها….
اما این وظیفه همه ی ماست که یاد و نام شهدا را زنده کنیم
خدا رو شکر خیلی از دوستان بازنشسته شده اند و وقت پیگیری این موضوعات رو دارند.
به خاطر شهدا مدد کنید.
دغدغه داشته باشیم
برای این موضوعات دور هم جمع بشیم.
اگر امروز #تخریب_لشگر۱۰ هویتی داره به خاطر #هیات_الوارثین است که بیش از ۳۰سال پرچمش در احتزاز است
و اون چه که هست از برکات این جمع شدن هاست
بیائیم یا علی بگیم به قول فرمانده مون #شهید_حاج_عبدالله_نوریان
وقت تنگ است
تا اینجا هم ضرر کردیم
وقت جبران زیان ها نیست.
بیاییم بریم به مدد شهدا
اون ها با هویت و معنویت خود از کشور و اسلام دفاع میکنند. به قول آقا دفاع مقدس تموم شدنی نیست ..
چند روز دیگه باید بزنیم به خط #کربلای_۴٫
باید از #اروند رد بشیم و بریم توی ام الرصاص بجنگیم و یه تعداد بچه ها هم باید
برند برای شناسایی شلمچه…
خودتون رو برسونید
نیرو کم داریم و کار هم زیاد….
……………….
ارادتمند دردمند..
جعفرطهماسبی

ارسال دیدگاه