کد خبر:2564
پ
۵۷
بعد از سی سال

روضه خون های گردان

چند تا روضه خون بودیم توی گردان تخریب و با هم مجالس و مراسمات رو اجرا میکردیم و هیچ گاه اتفاق نیفتاد که دنبال رقابت و حسادت نسبت به همدیگه بیفتیم حاج ابراهیم قاسمی و شهید امیر مسعود تابش از من بزرگتر بودند اما ذره پروری میکردن و مجلس رو به اختیار این حقیر میگذاشتند. […]

چند تا روضه خون بودیم توی گردان تخریب
و با هم مجالس و مراسمات رو اجرا میکردیم و هیچ گاه اتفاق نیفتاد که دنبال رقابت و حسادت نسبت به همدیگه بیفتیم
حاج ابراهیم قاسمی و شهید امیر مسعود تابش از من بزرگتر بودند اما ذره پروری میکردن و مجلس رو به اختیار این حقیر میگذاشتند.
من شروع میکردم و روضه میخوندم و دیگر دوستان نوحه و واحد میخواندن و بعد هم شور معروف گردان رو همه با هم میخوندیم
شور شهادت به سرم آمده
کرببلا در نظرم آمده
بعد از سی سال چقدر دلتنگ اونروزها هستیم
یاد همه ی نوحه خون ها و سینه زنهایی که شهید شدند گرامیباد

ارسال دیدگاه