- الوارثین - http://www.alvaresin.com -

جوان نخبه ای که فرمانده تخریب الگویش بود

روز گذشته و در سالگرد عروج ملکوتی جوان متدین و انقلابی دانشجوی نخبه مرحوم معین رئیسی سری به مزارش زدم.
قطعه نام آوران بهشت زهراء سلام الله علیها
هر قبری با انتصابش شناخته میشد
پدر شیرجه ایران
پدر علم فلان وبهمان
دکتر و پرفسور فلان وبهمان
و از این دست کلمات بر روی سنگ قبرها نقش بسته بود
ومیان این همه مزار صاحب نام ، عکس جوان زیبایی برسنگ مزارش خود نمایی میکرد.
در ابتدا تشنه دیدن کلمه ی قصاری بودم که روی سنگ قبر لاجوردیش نقش بسته بود.
آری……………….
“””هیچ بدنی در مقابل آنچه که روح اراده آن را میکند ناتوان نیست””””.
این جمله را قبلا هم صدها بلکه هزاران بار دیده و خوانده بودم وبدون تامل از کنارش گذشته بودم
هربار که کنار مزار فرمانده مان شهید حاج ناصر اربابیان برای فاتحه زانو میزدم نگاهم در نگاه نافذش گره میخورد و یاد خاطرات با او مرا با خود میبرد و توجهی به متن روی سنگ مزارش نمیکردم.
تا اینکه این هفته بعد از فاتحه بر مزار معین در قطعه نام آوران به قطعه سرداران گلزارشهدای بهشت زهراء سلام الله علیها کنار مزار فرمانده گردان تخریب حاج ناصر اربابیان پای گذاشتم.
این دفعه زیارت مزار فرمانده برایم طعم و مزه ی دیگری داشت.
بر روی سنگ مزارآفتاب خورده فرمانده نوشته بود
“”””هیچ بدنی در مقابل آنچه که روح اراده آن را میکند ناتوان نیست.
به امید اینکه در تمام احوال مراقبت از نمازخود بکنیم “””
#فرمانده_گردان_تخریب لشگر۱۰سیدالشهداء علیه السلام ، شهید حاج ناصر اربابیان فرزند خلفی بود برای فرمانده اش ، دلاور مرد تخریب حاج عبدالله نوریان
او به فرزندانش یاد داد که با خدا پیوند بخورید تا خدایی شوید
و اگر خدایی بودید میتوانید شبهای عملیات درعبور از میدان مین ، مرگ را به بازی بگیرید و به سلامت از آن همه موانع شیطانی بگذرید.
عبدالله نوریان با قرآن گره خورده بود و اعتقاد عجیبی به قدرت اراده داشت.
او قرآن را باور داشت .
بارها کلام وحی را با صوت زیبایش شنیده بودیم
إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيئًا أَنْ يقُولَ لَهُ كُنْ فَيكُونُ
و این اراده خدا را بارها وبارها #مردان_میدان_مین در تنهایی شبهای عملیات و معبرتجربه کرده بودند.
و شهید حاج ناصر اربابیان از آن جمله بود و تجربه اش را بر روی کاغذ نوشت و زیر آن را امضاء کرد که سندی باشد برای آیندگان.
#مرحوم_معین_رئیسی به گواه شناسنامه اش وقت شهادت فرمانده ما دو ساله بود و بیست سال بعد قدم در راه گذاشت و تجربه امضاء شده فرمانده تخریب لشگر۱۰ را باورکرد و به کار بست و به نتیجه رسید.
اگرچه او هم مثل فرمانده ما در جوانی و در حین ماموریت جهادی به فیض لقاء حق رسید اما به خدا و اراده خدا اعتماد کرد.
دیروز کنار مزار فرمانده بیاد این شعر افتادم که دل #رهبر_ما_امام_خامنه_ ای را لرزاند
ما سینه زدیم، بی‌صدا باریدند
از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند
ما مدعیانِ صفِ اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند
در آستانه سی هفتین سالروز دفاع مقدس هستیم وتقریبا ۲۹ سال ازپایان روزهای خوش جبهه میگذرد.
البته #مدعیان_صف_اول جبهه چند دسته اند.
دسته ای بعد از پایان جنگ و بعد از شهریور سال ۶۷ خاکریز را رها نموده ولباس رزم را از تن بیرون کردن وبه صندوق خاطرات سپردند و دسته دیگرهنوز در پشت خاکریز دفاع از اسلام و انقلاب هستند.
ومردان غیوری هم به جمعشان اضافه شد و با هم سنگربان حفظ نظام مقدس اسلامی هستند.
جمله ای از امام عزیز دیدم که تنم لرزید .
ما در روزمرگی فراموش کردیم مرشدمان چه گفت:
امروز…. #حفظ_جمهوری_اسلامی از حفظ یک نفر – ولو #امام_عصر باشد -،اهمیتش بیشتر است؛ برای اینکه امام عصر هم خودش را فدا می‌کند برای اسلام. همه انبیا از صدر عالَم تا حالا که آمدند، برای کلمه حق و برای دین خدا مجاهده کردند و خودشان را فدا کردند.( صحیفه امام خمینی » جلد ۱۵ » صفحه ۳۶۵)
یک روز برای حفظ جمهوری اسلامی سردار #شهید_تخریب_حاج_ناصر_اربابیان سوار بر موتور سیکلت عازم #سرزمین_فکه شد و به لقاء حق رسید و روز دیگر جوان #مجاهد_مرحوم_معین_رئیسی برای انسجام خاکریز دفاع ازجمهوری اسلامی وساماندهی رزمندگان جوان دانشجو برای حفظ و حراست از دیار شهدا سوار بر موتور سیکلت ازخیابان های تهران به لقاء حق رسید و نامش را در دفتر مجاهدان ثبت کرد.
یاد همه مجاهدان بخیر و راهشان مستدام و پر رهرو باد