کد خبر:16947
پ
alvaresin-0263
تابستان سال 1364بعدازعملیات عاشورای 3

زیارت امام رضا(ع) با اعمال شاقّه

روزهایی که باشهدامیرفتیم پابوس امام هشتم سال های دفاع مقدس بعدازهر عملیات به پابوس امام رضا(ع)میرفتیم 🔶 تابستان سال ۱۳۶۴بعدازعملیات عاشورای ۳ با دودستگاه اتوبوس عازم مشهدشدیم از تهران یک کامیون بار زدیم که تعدادی چادر و پتو و لوازم مورد نیاز همراه بردیم و بعد از رسیدن به مشهد داخل پارک ملت مشهد چادرها […]

روزهایی که باشهدامیرفتیم پابوس امام هشتم
سال های دفاع مقدس بعدازهر عملیات به پابوس امام رضا(ع)میرفتیم
🔶 تابستان سال ۱۳۶۴بعدازعملیات عاشورای ۳ با دودستگاه اتوبوس عازم مشهدشدیم
از تهران یک کامیون بار زدیم که تعدادی چادر و پتو و لوازم مورد نیاز همراه بردیم و بعد از رسیدن به مشهد داخل پارک ملت مشهد چادرها رو برپا کردیم.مامورهای شهرداری اومدند و نگذاشتند اما ما تعدادمون زیاد بود.
روزها میرفتیم زیارت و شب ها هوا که تاریک میشد توی پارک ملت جنگ و دعوا داشتیم.
بعضی از جوون های مشهدی توی پارک بزن برقص میکردند و ما تحمل نداشتیم و دعوا مرافه میکردیم.
چه روزهای خوبی بود
مشهد هم که بودیم یه تعداد برای نگهبانی از چادرها میموندند تا مشکلی پیش نیاد.
با اتوبوس نمیگذاشتند فاصله طولانی پارک ملت رو تا حرم بریم و مجبور بودیم ۶۰ نفر جوان بریزیم بالای کامیون و زیارت امام رضا(ع) با اعمال شاقه بود.
یاد همه ی اون بچه ها بخیر که تعدادی از اون ها در عملیات بعدی که والفجر۸ بود شهید شدند.
🔴تصویر بالا برای اون سفر است و شهید زینال حسینی و شهید حسن مقدم مونده ان تا از چادرها مواظبت کنند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید