اواخر خرداد سال ۶۷ بود. آخرین شبی بود که در شهر ماووت بودیم ودستور آمده بود مبنی براینکه قبل ازعقب نشینی از ماووت کلیه جاده ها ، پلها، تاسیسات و….. باید مین گذاری و اصطلاحا آلوده سازی شوند . داخل سوله برای حرکت آماده میشدیم . شهید ابوالفضل رضایی خوابیده بود که برادر سلیمان آقایی […]
4/4/67ارتش عراق با سپاه هفتم و گارد ریاست جمهوری و با به کار گیری بمب های شیمیایی به جزیره مجنون و جفیر یورش برد و مناطق آزاد شده در عملیات خیبر و بدر را به تصرف خود درآورد. 12/4/67 ناو جنگی آمریکا مستقر در خلیج فارس با شليك دو فروند موشك به سوي هواپيماي غيرنظامي […]
“شهید محمد حسینی” با اسم جهادی #سلمان یکی از این شهدا بود که طی چند روز گذشته در درگیری با تروریستهای تکفیری در #سوریه به شهادت رسید. او فرمانده #اطلاعات_عملیات_تیپ_حضرت_ابوالفضل(ع) از #لشکر_فاطمیون بود که داوطلبانه برای دفاع از حریم اهل بیت(ع) راهی سوریه شده بود. پیکر مطهر او روز گذشته جمعه دوم تیرماه همزمان با […]
یاد همه مداحان شهید بخیر اون هایی که زیاد اهل ساز وبرگ نبودند اون ها بجای ساز ، سوز داشتند و اخلاص از سر و رویشان میریخت نه نوچه ای بود نه مدیر برنامه و اکوهای آنچنانی برنامه هاشون رو توی سنگرها میگرفتن و تعداد آدم ها اخلاصشون رو کم وزیاد نمیکرد تصاویر زیر شاید […]
اواخر خرداد ماه سال 65 بود . دشمن در #جزیره_مجنون_جنوبی تحرکاتی داشت و به #تیپ_سیدالشهداء_علیه_السلام ماموریت دادند که با دشمن مقابله کند.. #بچه_های_تخریب هم مامور شدند برای جلوگیری از تحرکات دشمن #پد_مرکزی_جزیره جنوبی خیبر رو #منفجر کنند …اون شب #من و #علی و #حسین رفتیم برای انفجار جاده…. اونجا خیلی به سنگرای دشمن نزدیک بود […]
الان ساعت 4 بعد از ظهر می باشد در این فکر افتادم که در این لحظات یک مقداری قلم فرسائی کنم. هر چند سعادت ندارم ولی شاید در کنار یک عاشق قرار گرفتیم. و اشتباها تیری هم به ما می خورد. مطلب آنچنانی ندارم که بنویسم فقط خدمت پدر ومادر بزرگم و پدر ومادر سلام […]
چند روز بود که بچه ها #دشمن_رو_عقب میزدند و اون هم میرفت وخودش رو بازسازی میکرد و دوباره با تانک ها و نفربرهای اهدایی اربابانش که به قول بچه ها هنوز بوی نویی میداد حمله میکرد. روز 5 مرداد ماه سال 67 صبح زود عباس و بقیه بچه ها منتظر دشمن بودند که با تانک […]
رحلت جانگداز یار دیرینه و عزیزمان #جناب_حاج_امیر_یشلاقی باعث تاثر شدید اینجانب گردید امشب بیاد اون عزیز سفر کرده با چشمی اشکبار #دعای_کمیل در حرم #حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها خواندم و برای دوست باوفا دو رکعت نماز هدیه کردم، خداوند با ائمه معصومین علیهم صلوات الله محشور کند دو سال پیش طوری به من التماس میکرد که خیلی دوست […]
همه با صدای بلند گریه میکردند باید تلقین خونده میشد. دست راستم رو روی کتفش گذاشتم و شروع کردم تکان دادن.و خوندن..اسمع افهم یا #سید_محمد_ابن_سید_عباس. هل انت علی العهد الذی فارقتنا علیه من شهاده …. و اشکم مثل بارون میومد و داخل قبر میریخت. جملات آخر تلقین بود..اللهم عفوک..عفوک..عفوک..که صدای بلندگوهای گلزار شهدای #بهشت_زهرا_سلام_الله_علیها به […]
روز 19 ماه رمضون سال 64 بود که با شهید نوریان(فرمانده گردان تخریب لشگرده سیدالشهداءعلیه السلام) از جنوب حرکت کردیم برای سرزدن به بچه های تخریب که در مریوان و “ارتفاعات لری” مشغول پاکسازی میدان های مین بودند. مریوان که رسیدیم ، قبل از رفتن به خط خبر دادند بچه ها برای شبهای احیاء اومدند […]
حالا که به شب قدر رسیدیم خیلی شاکر باشیم برای خدا که کاری نداره امشب برای ما هم شهادت مقدر کنه. یاد شهید سید مهدی تقوی بخیر آخرین باری که با هم گریه کردیم یادش بخیر براش روضه حضرت علی اصغر و عطش خوندم آخرش هم دعا کردم که.. خدایا ما رو به شب قدر […]