• تاریخ : جمعه, ۲۴ بهمن , ۱۴۰۴
  • ساعت :

    خاطرات شهداء - الوارثین گردان تخریب لشگر ده سید الشهداء علیه السلام

    سردار یک دست شهید حاج سعید تراب

    سردار یک دست شهید حاج سعید تراب

    31 تیرماه سال 67 بود که دشمن بعثی به جهت اشغال اهواز و خرمشهر با ستونی از ادوات رزهی به سمت جاده اهواز و خرمشهر یورش برد. لشگر سیدالشهداء(ع) ماموریت پیدا کرد که با تیپ حضرت زهرا (س) دشمن را در سه راهی کوشک سرکوب کند و گردان امام حسین (ع) اولین گردانی بود که […]

    صورتی که با لگد دشمن بعثی خورد شد

    صورتی که با لگد دشمن بعثی خورد شد

    شهید دقیقه 90 شهید وحید محمدی شهادت: 1 مردادماه 67 جاده اهواز خرمشهر شهید وحید محمدی شهید دقیقه 90 دفاع مقدس است شهیدی است که شاهد زهر خورانده شده بر امامش بود . و وقتی امام فریاد زد حسینییان بپا خیزید بر پا خواست. و روز اول مردادماه 67 قبل از عید قربان به قربانگاه […]

    سکوی پرواز سادات شهید در جاده اهواز خرمشهر

    سکوی پرواز سادات شهید در جاده اهواز خرمشهر

    هنوز آفتاب روز اول مرداد 67 طلوع نکرده بود که با ستونی از تانک روبرو شدیم به کامیونها گفتم زود سرو ته کنید تا دشمن ما رو ندیده… به بچه ها گفتم نماز صبح رو توی ماشین و در حال حرکت بخونید و خودم به کامیون آویزون شده بودم و راننده هم که ترسیده بود […]

    ای تاریخ نویس قلمت بشکند اگر ننویسی…

    ای تاریخ نویس قلمت بشکند اگر ننویسی…

    این عکس رو منتشر کردیم برای جمله ای که بالای سر پیکر شهید مهدی کروبی داخل کادر قرمز نوشته شده … شهید مهدی کروبی، مرداد ماه سال 65 به شهادت رسید و پیکرش رو داخل چادر معراج شهدا آوردند و جایی قرار دادند که بالای سرش این جمله در تاریخ ثبت شود” ای تاریخ نویس. […]

    ردّی از او پیدا نشد

    ردّی از او پیدا نشد

    بعد از آنکه مجتبی کوهی مقدم با آن وضعیت به مقر الوارثین رسید و نحوه فرار خود از دست عراقی ها را گفت ، یک گروه برای پیدا کردن حاج ناصر تا محل شهادت ایشان رفتیم، کنار پایگاه ارتش بود . محل را اقامجتبی نشانمان داد . در دور دست ماشین های عراقی درحال عقب […]

    آن روز داغ که فرمانده ما شهید شد

    آن روز داغ که فرمانده ما شهید شد

    تیرماه سال ۶۷ روزهای سختی برای ما بود. گرمای بیش از پنجاه درجه فکه و از طرف دیگه هم سوزش زخم ها و طاولها و سرفه های پی در پی بچه هایی که شیمیایی خورده بودند سکوتی نبود که قدری توی چادر استراحت کنی. عمده بچه های تخریب در حلبچه شیمیایی شده بودند و هنوز […]

    شهید حاج ناصر اربابیان

    شهید حاج ناصر اربابیان

    روزهای داغ و پر حرارات پایان تیرماه 67 بود و دشمن بعثی مغرورانه به مواضع ما حمله میکرد و یکی پس از دیگری فتوحات رزمندگان در سال های دفاع مقدس رو تصرف میکرد . روز 21 تیرماه به جبهه شرهانی و فکه حمله کرد و موقعیت الوارثین که مقر ثابت گردان تخریب لشگر10 بود در […]

    شهادت.. شب شهادت علمدارکربلا فروردین 65

    شهادت.. شب شهادت علمدارکربلا فروردین 65

    یک روزی در یک جمعی بودیم الان جایش و افرادی که توی آن جمع بودیم را یادم نمی آید. بحث بر سر چگونگی شهادت بود. هر کسی حرفی می زد. شهید مجید رضایی گفت: من اصلا دوست ندارم با یه ترکش کوچیک و یا یه تیر شهید بشوم. برایم افت دارد. مثل این می ماند […]

    توصیه شهید به پدرش

    توصیه شهید به پدرش

    یکی از بچه هایی که دیر اومد گردان و زود پرکشید شهید علی اکبر غیاثی بود مرحوم پدرش برای این حقیر تعریف میکرد. میگفت: قبل از اعزام به جبهه برای آموزش به پادگان امام حسن (ع) اعزام شدم. چند روزی از آموزش گذشته بود که به من خبر دادند که درب پادگان ملاقاتی دارم. با […]

    عزاداری شهادت امام صادق علیه السلام در مریوان

    عزاداری شهادت امام صادق علیه السلام در مریوان

    امروز روز شهادت امام صادق علیه السلام است یاد این روزها توی جبهه بخیر یه همچین روزی عزای امام صادق علیه السلام رو در مریوان برگزار کردیم تابستان سال 64 بود با جمعی از بچه های تخریب لشگر10 برای پاکسازی میدان های مین در زیر ارتفاعات “لری” در منطقه عملیات والفجر4 رفته بودیم. روزهای خوبی […]

    شهید زینال حسینی به روایت فرمانده اش

    شهید زینال حسینی به روایت فرمانده اش

    شهید سيد محمد در عمليات نصر 4 که در نیمه تیرماه سال 66 انجام شد براي اولين بار، فرماندهي نيروهاي پياده را بر عهده داشت. در حقيقت آخرين روزهاي حضورش پيش از شهادت بود. در منطقه كمك به تيپ دوم عاشورا به سمت ارتفاعات حركت كرديم. درگيري سختي ميان ما و عراقي‌ها آغاز شد و […]

    من توی این عملیات شهید میشم

    من توی این عملیات شهید میشم

    من  توی این عملیات شهید میشم تخریبچی شهید غلامحسین رضایی شهادت عملیات کربلای یک  مهران شهادت 10 تیرماه 65 از گلهای گردان تخریب  بود کمترهم ازش یاد میشه ،، ،صفای عجیبی داشت،اما ظاهرش نشون نمیداد ،ولی در باطن  و خفا ارتباط عمیقی با خدا داشت. غلامحسین میون بقچه های تخریب لشگر10 یه نمک دیگری داشت […]

    برو بالا