• تاریخ : پنجشنبه, ۱۸ دی , ۱۴۰۴
  • ساعت :

    خاطرات دفاع مقدس - الوارثین گردان تخریب لشگر ده سید الشهداء علیه السلام

    مقاومت در جاده اهواز خرمشهر

    مقاومت در جاده اهواز خرمشهر

    روز سوم مرداد سال 67 صبح بعد از نماز حرکت کردیم و خودمان را با کلی دردسر به قرارگاه لشگر 10 رساندیم. جاده آسفالته اهواز- خرمشهر وضع عجیبی داشت. تانک های سوخته عراقی، جنازه های متجاوزین بعثی و تجمع نیروها و تانک های خودمان و خاک ریزی های جدیدی که در امتداد جاده به سمت […]

    جشن پيروزي عمليات کربلای یک ، آزادسازي مهران

    جشن پيروزي عمليات کربلای یک ، آزادسازي مهران

    شهر مهران آزاد شده بود و با دوستان قرار گذاشتیم به شکرانه این پیروزی جشن بگیریم. سنگر بچه های تخریب لشگر 10 زیر پل جاده مهران بود. صبح روز شانزدهم تیرماه با ماشین وانت گردان رفتیم تدارکات لشگر. بنه تدارکات رو به جهت در امان ماندن از بمباران و آتش دشمن داخل یه کانال مستقر […]

    روزی که شهید جواد صراف ، اسرا رو لخت کرد

    روزی که شهید جواد صراف ، اسرا رو لخت کرد

    به اعتراف همه ی بچه های رزمنده ای که با شهید جواد صراف فرمانده گردان شهادت کار کرده اند این شهید رو به جسارت و دلاوری و مضافا روحیه شاد در صحنه ی نبرد میشناسند. شهید آقا جواد در صحنه نبرد آنچنان روحییه داشت که انگار نه انگار به مصاف دشمن تا بن دندان مسلح […]

    وصیت نامه شهید مهدی کاشی

    وصیت نامه شهید مهدی کاشی

    «بسم الله الرحمن الرحیم » «رَبَّنا اِنَّنا سَمِعنا مُنادیاً یُنادی لِلایمان أن امنوا بِرَبِّکُم فَامَنّا ربَّنا فَاغفِرلَنا ذنوبنا و کَفِّرعنّا سَیِّئاتِنا و توَفَّنا مَعَ الأبرار.» « خدایا همانا ما ندای آن ندا دهنده به ایمان را شنیدیم که به پروردگارتان ، ایمان آورید ، پس ایمان آوردیم . پروردگارا برای ما گناهانمان را ببخش و […]

    ملائک نوزاد را ازدست مادر گرفتند و بردند

    ملائک نوزاد را ازدست مادر گرفتند و بردند

    شهید مهدی کاشی درسال 1346 درتهران متولد شد . قبل ازتولد مادرش درخواب می بیند که صاحب فرزند شده و ملائک نوزاد را ازدست او گرفته و می برند. مادرش می گوید : گفتم کجا می برید گفتند : می بریم برای او اسم انتخاب کنیم . گفتم خودم برای او اسم انتخاب کرده ام […]

    روزی که ماموریت ابلاغ شد

    روزی که ماموریت ابلاغ شد

    بالاخره ماموریت جدید به ما ابلاغ شد و شهید آقا سید محمد زینال حسینی هم که در جریان عملیات تپه دو قلو از شب قبل بچه های تخریب رو هدایت میکرد در کنار ما قرار گرفت. شهید سید محمد همزمان هم جانشین تیپ کربلا بود و هم فرماندهی گردان تخریب را به عهده داشت بعد […]

    انّ الدنیا دارُ المَمَرّ و لا دارُ المَقَرّ

    انّ الدنیا دارُ المَمَرّ و لا دارُ المَقَرّ

    حرکت کردیم به سمت نقطه رهایی. پشت وانت ایستاده بودم و شهید حمید دادو هم کنارم بود. بودن کنار حمید حال و هوای معنوی به آدم میداد. یه دفعه موعظه ام گل کرد. بالاخره داشتیم میرفتیم به عملیات سخت و شهادت هم اونطرف ها پیدا میشد. این حدیت یادم اومد و رو به حمید گفتم: […]

    نغمه های بهشتی سردار شهید داوود عابدی

    نغمه های بهشتی سردار شهید داوود عابدی

    قبل از عملیات بدر بود که رفتیم مرخصی. چند روز اول مرخصی هم به رسم بچه های تخریب قبل از رفتن به خونه رفتیم به خانواده های شهدای گردان سرزدیم. چند روزی تهران موندیم و بعد دست جمعی برگشتیم. با شهید مصطفی مبینی و شهید رسول فیروزبخت و شهید اقا سید محمد زینال حسینی و […]

    اگر برگشتی من شهید شده بودم منو حلال کن

    اگر برگشتی من شهید شده بودم منو حلال کن

    عملیات بیت المقدس 6 شروع شده بود علاوه بر ماموریت باز کردن معبر برای حمله به دشمن ماموریت مین گذاری برای مقابله با پاتک دشمن رو هم به بچه های تخریب لشگر 10 داده بودند. با شهید عباس بیات وانت رو پر از مین کردیم و حرکت کردیم به سمت ارتفاع شیخ محمد. بار ماشین […]

    غواصان تخریبچی عملیات بیت المقدس 4

    غواصان تخریبچی عملیات بیت المقدس 4

    روز 5 فروردین ماه بود که دستور رسید امشب باید به دشمن حمله کنید. مقرر شده بود که غواص های تخریب و اطلاعات از پایین ارتفاع تیمورژنان وارد آب شوند و با نفوذ در ساحل دشمن و گرفتن سرپل سایر گردانها هم وارد منطقه شده و عملیات گسترش پیدا کند .که عصر روز پنجم این […]

    دست نوشته شهید تخریبچی حاج رسول فیروزبخت

    دست نوشته شهید تخریبچی حاج رسول فیروزبخت

    دست نوشته شهید تخریبچی حاج رسول فیروزبخت

    روز آخر ، سردار تخریبچی شهید اربابیان

    روز آخر ، سردار تخریبچی شهید اربابیان

    حوالی ساعت ده صبح به پیشنهاد شهید حاج ناصر اربابیان قرار شد خود ایشان و یکی از برادران به نزدیکی های محل استقرار دشمن بروند و اطلاعاتی کسب کنند، فکر کنم ابتدا برادر قاسم خانی و شهید اربابیان قرار شد بروند که ظاهراً برادر قاسم خانی کمی مشکل و مریضی داشتند و برادر مجتبی کوهی […]

    برو بالا