• تاریخ : پنجشنبه, ۱۸ دی , ۱۴۰۴
  • ساعت :

    خاطرات دفاع مقدس - الوارثین گردان تخریب لشگر ده سید الشهداء علیه السلام

    روایت معبر در عملیات کربلای 1

    روایت معبر در عملیات کربلای 1

    نیروهای گردان المهدی همه پشت میدان مین به صف بودند و منتظرتا که بچه های تخریب معبر بزنند با توکل به خدا وتوسل به ائمه علیهم السلام کار را شروع کردیم. قرار شد برادر علیپور ابتدا داخل میدون مین شود و مین ها رو خنثی کند.چون علیپور از بچه های تخریب بود که به اطلاعات […]

    ابلاغ ماموریت عملیات نصر 1

    ابلاغ ماموریت عملیات نصر 1

    پنجشنبه دوم شعبان سال 66 مصادف با روز 13 بدر بود دم دمای غروب توی خانه بودم که حاج مجید مطیعیان فرمانده گردان تخریب تماس گرفت و یک لیست از بچه ها رو خوند و گفت سریعاً آنها را پیدا کنم و به اتفاق به منطقه برویم مجید روزبهانی(جانباز) عباس بیات(شهید) حمید محمدی(شهید) عبدالله محمدحسن(جانباز) […]

    شب مبعث سال 65 شهر فاو

    شب مبعث سال 65 شهر فاو

    از مقر الوارثین برای ماموریت به سمت شهر فاو حرکت کردیم نردیکی های غروب آفتاب بود که به فاو رسیدیم هنوز مقر ثابتی در شهر فاو نداشتیم اون شب رفتیم مقر بچه های اطلاعات عملیات و مهمان اون ها شدیم شب مبعث بود و قرار بود در مقر اطلاعات مراسمی برگزار شود از اونجائیکه بچه […]

    فوق العاده پر تحرک و شلوغ

    فوق العاده پر تحرک و شلوغ

    تخریبچی شهید غلامرضا کاظمی شهادت: دربندیخان 11 فروردین 67 بمباران شیمیایی شهید غلامرضا کاظمی نوجوان شوخ طبعی بود باید باهاش زندگی میکردی تا به صفای باطنش پی ببری نیروی کاری و عملیاتی بود فوق العاده پر تحرک و شلوغ توی هر دسته ای میرفت مسوول دسته در برخورد اول میگفت: این نیرو رو جابجا کنید. […]

    مقر بچه های تخریب لشگر 10

    مقر بچه های تخریب لشگر 10

    روز بمباران شیمیایی مقر تخریب در بیاره من هم اونما بودم. خبر شهادت بچه ها در مقر نزدیک خط رسیده بود و حاج مجید و احمد خسروبابایی رفته بودند برای پیگیری کارهای آنها. ما در مقر تخریب در بیاره مستقر بودیم. نماز ظهر و عصر تمام شده بود ولی هنوز ماشین غذا نرسیده بود. برخی […]

    از اطراف شهر بیاره دود ناشی از انفجار بمب شیمیایی معلوم بود

    از اطراف شهر بیاره دود ناشی از انفجار بمب شیمیایی معلوم بود

    در مسیر برگشت از مقر دربندیخان وارد شهر حلبچه شدیم که سرو کله هواپیما های دشمن پیدا شد و چند جا رو بمبارون کردند . از اونجا معلوم بود که  اطراف شهر بیاره را هم بمبارون کردند. دود ناشی از انفجار بمب شیمیایی از دور معلوم بود . حرکت کردیم به سمت مقر تخریب در […]

    شهید روز طبیعت

    شهید روز طبیعت

    رضا از بچه های با صفای جنوب شهر بود خودش میگفت بچه شا ه عبدالعظیم. خیلی لوطی منش بود از همون ابتدای ورودم به گردان تخریب یه سری از بچه های شا ه عبد العظیم تا زه دوره آموزشی تخریبشون شروع شده بود اگر اشتباه نکرده باشم مربیشون برادر بزرگوار کوهی مقدم بود که این […]

    شهید داریوش رستگار مسوول بهداری تخریب

    شهید داریوش رستگار مسوول بهداری تخریب

    بچه ها_تخریب اکثرا رفته بودن مقر توی خط مقری که در کنار دریاچه دبندیخان داشتیم من با یه چند تا از بچه ها ، توی مقر بياره موندیم .. مسئوليت مقر و بچه ها به من سپرده شده بود مقر بالای تپه بود و با جاده 10 متری فاصله داشت برای استفاده در میدان مین […]

    بمباران شیمیایی 11 فروردین سال 67

    بمباران شیمیایی 11 فروردین سال 67

    شهید سید عباس میرنوری همیشه اولین کسی بود که آماده برای کار میشد و به همین خاطر همیشه سرستون بود و در گذشتن از عرض رودخانه خروشان #دز تبحر خاصی داشت…. بارها شده بود در حالیکه در تب میسوخت و توان جسمی اش تحلیل رفته بدون اینکه ضعفی نشون بده با همون حالش وارد آب […]

    شهید سید عباس میرنوری و نماز حضرت زهراء سلام الله علیها

    شهید سید عباس میرنوری و نماز حضرت زهراء سلام الله علیها

    با شهید سید عباس میر نوری در اطراف شهر ماووت عراق بودیم (زمستان ۶۶). صحبت شد. الان که بیکاریم یک عبادتی از مفاتیح پیدا کنیم و انجام دهیم . سید عباس نماز حضرت زهراء سلام الله علیها را انتخاب کرد که دررکعت اول صد بار سوره قدر و رکعت دوم صد بارسوره توحید داشت را […]

    ایثارگر شهید سید عباس میرنوری

    ایثارگر شهید سید عباس میرنوری

    يادم میاد وقتي ارتفاعات دوپازای سردشت بوديم. هوا خیلی سرد بود قرار بود شب تا صبح نگهبانی بدیم و من نفر سوم پست بودم پست اول ساعت ساعت ١٠تا ١٢ سيد عباس میر نوری بود بعد مصطفي حيدري و بعد نوبت بنده بود صبح براي نماز بيدار شدم ديدم كسي صدام نكرده براي نگهباني رفتم […]

    تحویل سال 1365 در جبهه

    تحویل سال 1365 در جبهه

    تحویل سال 65 مصادف بود با روز ولادت جواد الائمه علیه السلام و شب عید مراسم جشن ولادت برگزار شد. همه ی بچه های تخریب حضور داشتند. هنوز توی آماده باش بویم و مرخصی به کسی نمیدادند. و تقریبا اون بچه هایی که توی عملیات والفجر هشت مجروح شده بودند خودشون رو به گردان رسونده […]

    برو بالا