روزهای اول بهار 65 مصادف با #ولادت_مولا_امیر_المومنین_علیه_السلام بود و برای جشن ولادت مولا توی گردان مهمون داشتیم . این بار رزمندگان گردان تازه تاسیس #حضرت_زینب_سلام_الله_علیها مهمان بچه های تخریب بودند و ما هم برای پذیرایی از مهمونهامون #شله_زرد پخته بودیم… شاید بعضی ها بگند شعله زرد چه ربطی به ولادت مولا داره.. حوب این به […]
دخترم دقیقا چهل روز قبل از شهادت حاج کاظم به دنیا آمد. از لحظه ای که محدثه به دنیا آمد کاظم بار سفر را بسته بود. این موضوع را بعداز شهادت کاظم فهمیدم. یادم می آید آن زمان هنوز موهای دخترم کامل در نیامده بود، وقتی به خانه مادرم می رفتیم، یک مغازه سر کوچه […]
حاج اصغر رو همه ی دلیرمردان #لشگر_10 میشناختند. فرمانده دلاوری که ترس برایش معنا نداشت. اون شناسنامه لشگر10 بود. از رزمندگانی که از روزهای اول تاسیس تیپ و بعدا لشگر10 کمک کار فرماندهان بود و تا آخرین نفس و تا آخرین نفر جنگید.. حاج اصغر زود از جمع ما رفت… کسی قدرش رو نشناخت..سینه […]
سال ۶۵ در حالی نو شد که فرمانده ما شهید حاج #عبدالله_نوریان دربین مانبود و سفره هفت سین ما در مقرالوارثین بوی شهادت میداد.شب عید مصادف شده بود با شب ولادت #حضرت_جواد_الائمه_علیه_السلام،که در آن شب بیاد ماندنی شهید امیر#مسعود_تابش مداح امام جواد(ع)و بعدش هم سرود خوند و بچه ها کف زدند و بعد هم برادر […]
زمانی كه پدر من شهید شدند، یك هفته به تولد 24 سالگیشان مانده بود. #من_چهل_روزه_بودم_که_پدرم_شهید_شد، بهمن سال 63 متولد شدم و پدرم اسفند همان سال شهید شد و از کل جنگ فقط بمبارانهای تهران را به طور مبهم یادم هست. اما واقعیت این است كه هیچ كسی تصویر قشنگی از جنگ در ذهنش نیست، جنگ […]
دوستی داشتیم به نام #مصطفی_مبینی او در #گردان_تخریب آدم ویژهای بود. در مجموع بچههای گردان تخریب، ویژگیهای خاصی داشتند. در تخریب اخلاص بسیار بالایی بود. چون بچهها سر و کارشان با #مین بود آن هم در شب، در عملیات با آن استرس و فشار خیلی اخلاص میخواهد با مین کار کردن؛ چون هر لحظه ممکن […]
منطقه عملیات بدر شرق دجله مسیر درگیری با دشمن رزمندگان تهرونی خط های سفید تو در تو در تصویرحکایت از وارسی و جستجوی بچه های تفحص برای یافتن ابدان شهدا دارد. دایره_قرمز رنگ در تصویر بالا محل درگیری رزمندگان تهران با دشمن در عملیات بدر در شرق دجله. وبدن های شهدا در این منطقه […]
عکس کامیونی به سوی بهشت ، همراه قهرمان چرخ زورخانه ای کشور: بچه ها مرتب سوار کامیون نشدند. یادم هست کوله من به کوله سعید طوقانی گیرکرد و او اذیت می شد این طرف و اون طرف شدیم تا جایش درست شد.اون رزمنده که کنار کامیون اویزان شده از بچه های سولقان بود. من با […]
این عکس برای زمانیه که تجهیزات رو بستیم و آماده تقسیم شدن توی گردان های لشگر 27 برای عملیات بدر هستیم شهید حاج محسن دین شعاری معاون گردان تخریب داشت منطقه ی عملیاتی رو توجیه میکرد. اونی که سمت راست حاج محسن واستاده ودستاش توجیبشه منم. مقرمونم توی جفیر بود که البته قبل عملیاتها برای […]
تخریبچی های لشگر 10 عملیات بدر اسفند63 ازسمت راست : شهید فیروزبخت شهید نوریان شهید رضایی شهید اربابیان حضور سردار فلکی به همراه سردار حسن زاده فرمانده سپاه سیدالشهداء(ع) استان تهران در اردوگاه شهید رستگار بامشورت پیشکسوتان لشگر 10 سیدالشهداء علیه السلام و موافقت فرمانده محترم سپاه حضرت سیدالشهدا ء (ع) ، قسمت […]
توی حسینیه الوارثین بین نماز ظهر و عصر مشغول خواندن تعقیبات ماه رجب و همان دعای معروف یامن ارجوه بودم و همه ی بچه ها دعا رو با هم زمزمه میکردند… شهید زعفری کنارم نشسته بود و شهید_فیروزبخت هم کنار زعفری… به اینجای دعا رسیدیم که مستجبه با دست چپ محاسن رو بگیریم و با […]
عملیات خیبرشاید به این دلیل در دفاع مقدس هشت ساله ممتاز شده که کار به جنون کشید و مجنون های زیادی در آغوش گرم لیلاشان آرمیدند . سهمیه گردان تخریب لشکر ده سیدالشهداء علیه السلام هم ٢١ لاله عاشق بود که بدنهای اکثر اونها سالهای سال در مجنون به جا ماند بعضی از این پرستوهای […]