• تاریخ : دوشنبه, ۱۲ مرداد , ۱۴۰۵
  • ساعت :

    خاطرات دفاع مقدس - الوارثین گردان تخریب لشگر ده سید الشهداء علیه السلام

    زنانی که مردانه ایستادند

    زنانی که مردانه ایستادند

    قبل از عملیات بیت المقدس 2 بود، فکر کنم سردشت بودیم که مجید هم که تازه 14 سال بیشتر سن نداشت و پا تو جبهه گذاشت. ازش سوال کردم: مجید تو هم که اومدی جبهه، مادرت تنها مونده؟ خندید و گفت:مادرم قبل از اینکه من بیام با بقیه خانوم ها راهی جبهه شد. بعد از […]

    بیا اینجا توی حرم امام رضا(ع) با هم داداش بشیم

    بیا اینجا توی حرم امام رضا(ع) با هم داداش بشیم

    زمستان سال 63 بود و فقط 20 روز به شهادتش مونده بود توی حرم امام هشتم علی ابن موسی الرضا علیه السلام و پائین پای حضرت توی خودم بودم و داشتم زیارت جامعه کبیره میخوندم که بوی عطر تیروز تندی به مشامم رسید و دست گرمی دستهام رو گرفت … دیدم مصطفی است و اون […]

    بقایای پیکر باید گمنام دفن میشد

    بقایای پیکر باید گمنام دفن میشد

    بعدازانفجارنارنجک وقطع دست راست و سه انگشت دست چپ که قصه نارنجک وچگونگی انفجار ان را بعضی میداند ولی توضیحش بماند برای بعد(به علت بی احتیاطی و ناشی بودن یک نیروی بسیجی در استفاده از نارنجک و به موقع رسیدن هاشم و در آغوش گرفتن نارنجک بشدت مجروح شد که دست راستش از مچ و […]

    تخریبچی هایی که از عملیات زنده برگشتند

    تخریبچی هایی که از عملیات زنده برگشتند

    شب عملیات کربلای 2 دو تیم از بچه های تخریبچی مامور شدند برای باز کردن معابر گردان حضرت علی اصغر علیه السلام … قرار بود دو تا گروهان حمله کنند به دوتا تپه که به تپه دو قلو معروف بود… تیم اول مسولیتش با شهید حسن مقدم بود که به علت آتشباری دشمن و آتش […]

    روزها و شب های شناسایی عملیات کربلای 2

    روزها و شب های شناسایی عملیات کربلای 2

    قرار شد چند نفر بریم برای ماموریت جدید ، پشت تویوتا کالسکه ها سوار شدیم و اومدیم سمت پیرانشهر، چند تا از بچه های اطلاعات و عملیات لشگر هم بودند از جمله شهید عیسی کره ای. بعد یکی دو روز همراه شهید خاک فیروز و شهید سعید صدیق رفتیم در نزدیک ارتفاعاتی که به نام […]

    روحانی گردان ما

    روحانی گردان ما

    تازه از عملیات کربلای 2 اومده بودیم که آقا سید محمد عابدین زاده وارد گردان تخریب لشگر 10 سیدالشهداء (ع) شد. اون بچه محل فرمانده ما شهید آقاسید محمد زینال حسینی بود یه طلبه جوان با یه عمامه مشگی جمع و جور توی میدون صبحگاه الوارثین ظاهر شد و از اون روز به بعد شد […]

    آخرین ماموریت عملیاتی تخریب لشگر10 سیدالشهداء در دفاع مقدس

    آخرین ماموریت عملیاتی تخریب لشگر10 سیدالشهداء در دفاع مقدس

    مردادماه سال 67 روزهای سرنوشت ساز جنگ بود .دشمن بعثی اوایل مردادماه سال67 قصد تصرف اهواز را داشت و دو سه روز بعد هم با منافقین به طمع تصرف کرمانشاه تا تهران خیز برداشت که نفس قدسی امام عزیز آنچنان شوری دربین جوانان ایجاد کرد که دشمن را از تمامی سرزمین اسلامیمان عقب زدند و […]

    آخرین برگ دفتر و کتاب شهادت تخریبچی های لشگر10سیدالشهداء(ع)

    آخرین برگ دفتر و کتاب شهادت تخریبچی های لشگر10سیدالشهداء(ع)

    خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‌اند و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا […]

    دو تا روح اما توی یک جسم

    دو تا روح اما توی یک جسم

    علاقه این دو تا فرمانده دلاور لشگر10سیدالشهداء(ع) به همدیگر زبان زد رزمنده ها بود. این دو یک روح بودند دردوتا جسم. این دوتا فرمانده در عملیات های لشکر کلید قفل عملیات بودند و ارتباط صمیمی و قدیمی این دو در شناسایی مناطق عملیاتی خطاهای نیروهای شناسایی رو به حداقل میرساند. شهید سید محمد وقتی از […]

    تخریبچی خلبان… شهید مزتضی ملکی

    تخریبچی خلبان… شهید مزتضی ملکی

    مرتضی در زمزه اولین پاسدارها بود که آمورش خلبانی دیدند .. بچه شهرری بود و برادربزرگترش شهید عباس ملکی در تظاهرات 18 دی سال 57 مردم شهرری بر علیه رژیم طاغوت به شهادت رسیده بود… تازه از عملیات بدر فراغت پیدا کرده بودیم که مرتضی به جمع رزمندگان تخریب لشگر10سیدالشهداء علیه السلام اومد و به […]

    خاطره جذاب و شیرین شهید حاج ابوالقاسم آقایی از زندان بعثیها

    خاطره جذاب و شیرین شهید حاج ابوالقاسم آقایی از زندان بعثیها

    خاطره جذاب و شیرین شهید حاج ابوالقاسم آقایی از زندان بعثیها   او میگفت توی اسارت به من میگفتند “قاسم شر خر” من زیر بار زور خواسته های دشمن نمیرفتم و به این خاطر هم خیلی کتک میخوردم. یک روز من رو در حالتی که سینه هام رو به تخت سفت بسته بودند خوابوندند و […]

    از اسارت تا فرماندهی گردان تخریب

    از اسارت تا فرماندهی گردان تخریب

    به مناسبت سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی یاد میکنیم از برادر آزاده ای که آخرین فرمانده گردان ما بود.برادر آزاده و جانبازحاج مجید مطیعیان در پائیز سال 62 در حال شناسایی مواضع دشمن در منطقه عملیاتی قصرشیرین روی مین رفت و به اسارت دشمن درآمد و نزدیک دوسال در اسارت دشمن بعثی بود و […]

    برو بالا