• تاریخ : دوشنبه, ۱۲ مرداد , ۱۴۰۵
  • ساعت :

    خاطرات دفاع مقدس - الوارثین گردان تخریب لشگر ده سید الشهداء علیه السلام

    حقیرسراپاتقصیر سید محمد زینال حسینی هستم

    حقیرسراپاتقصیر سید محمد زینال حسینی هستم

    همیشه سعی میکرد سیادت خود را با استفاده از نمادهای سیادت اعم ازکلاه سبز،پیراهن سبز،شال سبزو….نشون بده و دیگران رو هم تشویق به این کار میکرد که حتما علامتی که نشانه سیادتشان باشد همراه داشته باشند. وقتی قراربود خودش را برای دیگرانی که اورا نمی شناختند معرفی کنه .. میگفت بنده حقیرسراپاتقصیر سید محمد زینال […]

    شهید ابوالفضل رمضانی در حال نماز ، چند روز قبل ازشهادت

    شهید ابوالفضل رمضانی در حال نماز ، چند روز قبل ازشهادت

    به همراه برادران لطیفی ، شهید رمضانی و شهید علی اکبر غیاثی به گردان قمربنی هاشم(ع) مامور شدیم.ماموریت گردان قمربنی هاشم پاکسازی یکی از یالهای غربی قله 223 قلاویزان بود و دشمن برای اینکه رزمندگان ما نتوانند از طریق یالها به قله برسند موانع زیادی در مسیر عبور ایجاد کرده بود .میدان های مین چند […]

    رزمندگان قلاویزان امانتی از شهدا در دست شماست

    رزمندگان قلاویزان امانتی از شهدا در دست شماست

    چند روزی از آزادسازی شهر مهران میگذشت و دشمن هنوز از طریق ارتفاعات قلاویزان روی شهر مسلط بود و با آتشباری خمپاره ها و توپ ها تلفات میگرفت و تنها راه تثبیت عملیات در دست گرفتن ارتفاعات قلاویزان بود.ارتفاعات قلاویزان تپه های مرتفعی بود که در جنوب و جنوب غربی مهران شروع میشد و تا […]

    تخریبچی نوجوانی که در سالگرد تولدش به شهادت رسید

    تخریبچی نوجوانی که در سالگرد تولدش به شهادت رسید

    بعضی از شهدا راه بلد سایرین بودند. جبهه شده بود سکوی پرواز برای اونایی که اهل سیر و سلوک بودند. جنگ با دشمن بیرونی بهانه ای بود برای کارزار با دشمن درونی. بچه هایی بودند که وقتی پا تو جبهه می‌گذاشتند آنقدر زود بال و پر در می‌آوردند که اگر مواظبت از اونها نمی‌کردی زود […]

    آخرین باری که با فرمانده قهر کردم

    آخرین باری که با فرمانده قهر کردم

    وقتی جلو میرفتیم برای عملیات نصر ۴ دوست نداشتم با سید رو در رو بشم چون بینمون شکر آب شده بود .دیدم درب سنگر ایستاده سریع رد شدم که سوار ماشین بشم.. اما صدام زد : برادر جعفر.. خودم رو به نشنیدن زدم ..اما برای بار دوم هم صدا زد..برادر طهماسبی.. دیگه مجبور شدم رفتم […]

    حماسه سازان جنگ خاکریزها

    حماسه سازان جنگ خاکریزها

    رزمندگان لشگرحضرت رسول وسیدالشهدا پشت خاکریزها استقرار پیدا کرده ومشغول دفع پاتک دشمن بودند. تانک های دشمن سعی می کردند تپه 177 را دور زده و بچه ها را محاصره کنند. تانک ها تا 100 متری لودرها و بلدوزرها نزدیک شده بودند .دستگاههای مهندسی از مقابل و از پهلو مورد اصابت گلوله های مستقیم قرار […]

    مرحله دوم کربلای1 عملیات لشگر10 سیدالشهداء(ع)

    مرحله دوم کربلای1 عملیات لشگر10 سیدالشهداء(ع)

    مرحله دوم کربلای1 عملیات لشگر10 سیدالشهداء(ع) صبح 11/4/65 رزمندگان در خطوط مقدم متوجه عقب نشینی سریع دشمن شده و گردان‌های حضرت علی اکبر(ع) و حضرت حمزه(ع) از لشکر 10 سید الشهداء (ع) همراه با گردان‌های عمل کننده لشکر 27 حضرت رسول(ص) از مسیر روستای هرمز آباد، از پشت به طرف باغ کشاورزی حرکت کرده و […]

    شهید صمد فرمانده گردان المهدی

    شهید صمد فرمانده گردان المهدی

    شهید صمد فرمانده گردان المهدی خیلی عجله داشت و اصرار میکرد که نیرو وارد معبر بشه. من هم میگفتم هنوز کار تموم نشده. به شهید صمد گفتم من میرم تا آخر میدون مین ، اگر معبر تموم شده بود شما نیرو ها رو حرکت بده. دولا دولا روی طناب سفید معبر میرفتم تا رسیدم به […]

    روز شمار نیمه اول سال 67

    روز شمار نیمه اول سال 67

    روز شمار نیمه اول سال 67 بیانگر خیلی از اتفاقات ریز و درشت است. نسل جوان حتما حتما بخوانند و بدانند بر فرزندان خمینی(ره) چه گذشت… 28/1/67? ارتش عراق با سپاه هفتم و گارد ریاست جمهوری و یگانهای دریایی خود شامل 10 لشگر و 26 تیپ به منطقه عملیاتی فاو حمله کرد و با وجود […]

    حسینیه الوارثین.سال66 -نیمه ماه رمضان شب ولادت امام حسن(ع)-تئاتر- از راست آقاجعفر-شهید رسول فیروزبخت-شهیدغلامرضا زعفری   غلام نقش اول تئاتر غلام توی بازی های نمایشی هم هنر مند بود. اما به سختی قبول میکرد روی سن تئاتر بره. ایام ولادت امام حسن علیه السلام بود و توطئه کردن که من و رسول و غلام رو […]

    توی جبهه صبحگاه ها برای خودش عالمی داشت

    توی جبهه صبحگاه ها برای خودش عالمی داشت

    توی جبهه صبحگاه ها برای خودش عالمی داشت خدایی هم بعد از نماز صبح خوابیدن لذت بخش بود اون هم برای یه مشت نوجوون وجوان . اونهایی که صبحگاه نمیومدند چند دسته بودند. ?یک عده برای اینکه معاف از رزم بودند نمیومدند مثل تدارکات و تبلیغات و. ? یک عده هم از زیر صبحگاه درمیرفتند […]

    تخریبچی و دانشجوی شهید حمید رضا دادو

    تخریبچی و دانشجوی شهید حمید رضا دادو

    شب عملیات نصر4 خیلی به شهید زینال حسینی فرمانده تخریب اصرار کرد که با تیم ما جلو بیاد و توی زدن معبر به ما کمک کنه. اما شهید سید محمد مخالفت کرد و با تیم برادر هادی راهی شد… دوتا تیم معبر ما قرار بود با دو تا گروهان گردان حضرت علی اکبر(ع) روی تپه […]

    برو بالا