کد خبر:12392
پ
۵۸
هفت تن آل صفا

برادرها غسل شهادت فراموش نشه

مجید رضایی، حسین مسیبی، منصور احدی، غلامرضا زند، رحمان میرزازاده، توحید ملازمی و فرمانده این تیم صاحب علی نباتی میرفتند تا دقایقی دیگر به آسمان پرواز کنند.مجید رضایی شبهای قبل هم برای مین گذاری رفته بود. او خاکها را میبوئید و میگفت این خاکها بوی محل پرواز مرا نمیدهد اما در شب میلاد علمدار حسین […]

مجید رضایی، حسین مسیبی، منصور احدی، غلامرضا زند، رحمان میرزازاده، توحید ملازمی و فرمانده این تیم صاحب علی نباتی میرفتند تا دقایقی دیگر به آسمان پرواز کنند.مجید رضایی شبهای قبل هم برای مین گذاری رفته بود. او خاکها را میبوئید و میگفت این خاکها بوی محل پرواز مرا نمیدهد اما در شب میلاد علمدار حسین (ع) میگفت امشب یک اتفاقی می افتد .
رحمان میرزازاده ظهر که برای حمام رفته بود زیر دوش بلند صدا میزد برادرها غسل شهادت فراموش نشه و موقع رفتن هم غلامرضا زند برای حضور در تیم کاشت میدان مین ، استخاره کرد و خوب اومد.
منصور احدی هم ساعت مچی سیکو پنج خود را به یکی از دوستان داد وگفت : تا حالا من با این ساعت برای نماز شب بلند میشدم و از این به بعد شما ازش استفاده کن.توحید ملازمی هم شب قبل  خواب امام رو دیده بود و در این خواب قول شهادت رو گرفته بود…همه چیز مهیا بود برای یک پرواز دست جمعی…

ارسال دیدگاه