کد خبر:14472
پ
alvaresin-0256

تیغ جراحی حاج شعیب

به قول برادر غلامرضا رجبی حبیب ابن مظاهر تخریب لشگر 10 رفته بودم تهرون مرخصی و وقتی برگشتم گردان به منطقه قلاجه در مسیر بین استان کرمانشاه و ایلام نقل مکان کرده بود با هر زحمتی بود مقر بچه های تخریب رو پیدا کردم موقع اذان بود و همه در حسینیه برای نمازجماعت جمع بودند […]

به قول برادر غلامرضا رجبی حبیب ابن مظاهر تخریب لشگر 10

رفته بودم تهرون مرخصی و وقتی برگشتم گردان به منطقه قلاجه در مسیر بین استان کرمانشاه و ایلام نقل مکان کرده بود
با هر زحمتی بود مقر بچه های تخریب رو پیدا کردم
موقع اذان بود و همه در حسینیه برای نمازجماعت جمع بودند .
نماز رو که خوندیم بازار ماچ بوسه گرم بود و دوستان هم به این حقیر لطف داشتند. میون اون جمع شهید پیام پوررازقی رو دیدم اول خیلی خوشحال شدم و چند تا ماچ سفت از اون گونه های مهربونش گرفتم و با تعجب گفتم : برادر پیام!!!!!! نعوذ باالله….. اون هم با تعجب پرسید. مگه چی شده.. گفتم پیام شلوار کردی پوشیده….
پیام لبخندی زد و گفت: آهان
این شلوار کردی رو سید خدا (تکه کلامش بود) حاج شعیب تن ما کرده.
پیام توضیح داد که من یک توده چربی کنارکشاله رونم بود و اذیتم میکرد و حاج شعیب دست به تیغ شد و جراحی کرد و حالا چند روزه مجبور هستم به خاطر زخمش با شلوار کردی راه برم
این رو که از پیام شنیدم خیلی تعجب کردم تا حالا ما توی گردان از این مورد ها نداشتیم که بهداری گردان که در حد یک قرص سردرد و کمک های اولیه ماموریت داشت جراحی هم بکنه.
اونجا بود که زیادتر از این هم شنیدم که تیغ حاج شعیب دو نفر دیگر رو هم به حسابشون رسیده.
تیغ جراحی حاج شعیب صورت حاج آقا صمدزاده و روی پای شهید اللهیاری رو هم یه خراشی انداخته.
البته همه ی اونها به خیر گذشت و همه ی این دوستان بهبود پیدا کردند
از حق نگذریم دست حاج شعیب شفا بود و این پیر دکتر هم غنیمت و نعمت گردان تخریب بود
شهید پیام پوررازقی در تابستان سال 65 ودر عملیات کربلای یک پرکشید و شهید اسدالله اللهیاری در زمستان سال 66 به جمع بهشتیان اضافه شد

این مطلب را هم بخوانید
حکایتی از مرحوم حاج بخشی
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید