کد خبر:12377
پ
۵۳

روایت سردار شهید حاج اصغر احمدی از معراج ۷ تن آل صفا

من اون موقع به عنوان نیروی آزاد گردان حضرت علی اکبر علیه السلام بودم و گردان علی اکبر درخط پدافندی بود که بچه های تخریب رفتند برای مین گذاری..ایشون فرمود نزدیک ۹۰ عدد تانک مقابل ما عراق گذاشته بود ومدام روی خاکریز ما آتیش میریختند…اون شبی هم که بچه ها رفتند همین تانک ها فعال […]

من اون موقع به عنوان نیروی آزاد گردان حضرت علی اکبر علیه السلام بودم و گردان علی اکبر درخط پدافندی بود که بچه های تخریب رفتند برای مین گذاری..ایشون فرمود نزدیک ۹۰ عدد تانک مقابل ما عراق گذاشته بود ومدام روی خاکریز ما آتیش میریختند…اون شبی هم که بچه ها رفتند همین تانک ها فعال بودند…وقتی بچه ها از خاکریز خودمان جدا شدند من اونجا بودم.هرکدوم دوتا مین “ام ۱۹ ” با خود حمل میکرد شهید نباتی با خودش مین نداشت…یعنی ۶ نفر هرکدام دوتا مین…یعنی ۱۲ مین ضدتانک…اون لحظه هم تانک ها تک و توک شلیک میکردند که احتمال قریب به یقین یکی از گلوله های مستقیم تانک با این بچه ها اصابت کرده و موج انفجار اون دیگران رو هم به شهادت رسوند….بچه ها که رفتند ما هم در خط مشغول بودیم که صدای انفجار مهیبی اومد..ما توجه ای نکردیم چون تانک ها میزدند حساس نشدیم تا اینکه یکی از بچه های تخریب که پشت خاکریز بود ومنتظر دیگران بود پیش ما اومد وبا نگرانی گفت بچه ها نیومدند…من وارد میدان مین شدم و هوا تاریک بود گاهی منور میزد.در نور منورها هرچه نگاه کردم کسی رو ندیدم برادر نباتی رو صدا کردم.چند بار گفتم بچه های تخریب….اما اثری نبود تا اینکه چاله انفجار بزرگی توجهم رو جلب کرد.یک مقدار که دقیق شدم اثری از تعدادی پیکر قطعه قطعه شده بود برگشتم پشت خاکریز تا کمک بیارم… چند تا از بچه های تخریب هم که نگران برگشت بچه هاشون بودند پشت خاکریز نگران ایستاده بودند من هم حکایت انفجار رو به اونها گفتم وبا هم وارد میدون مین شدیم و رسیدیم به چاله انفجار….. هرچه وارسی کردیم از اون هفت نفر که رفته بودند هیچ خبری نبود … دیگه خاطر جمع شدیم که همه با انفجار شهید شدند ومشغول جمع آوری شهدا شدیم ….بعضی از شهدا تخریب سر و صورتشون سالم بود و میشد تشخیص داد و از چند تای دیگر جز چند کیلو گوشت له شده چیزی نموده بود …. موج انفجار پاره های گوشت و استخوان رو به اطراف پاشیده بود با بچه های تخریب در اون تاریکی شب تا اونجا که توانستیم اجزای پیکرهای مطهرشون رو جمع آوری کردیم….از سه شهید چند کیلو گوشت و استخوان مونده بود که به سه قسمت تقسیم کردیم و شهدا رو به عقب انتقال داده و تحویل معراج شهدا دادیم.

 

 

 


 

 

در شب ولادت جانباز کربلا اباالفضل العباس(ع) بچه های تخریب لشگر ده از زیر قرآن رد شدند و پا در میدان مین گذاشتند و در سحر ولادت قمر بنی هاشم(ع) از شهر فاطمیه(س) یعنی شهر فاو به آسمان پرکشیدند.
?شهید رحمان میرزازاده ،
? شهید منصور احدی ،
?شهید توحید ملازمی ،
?شهید صاحب علی نباتی و
?شهید مجید رضایی در قطعه ۵۳ گلزارشهدای بهشت زهرا(س) آرمیدند.
?شهید غلامرضا زند به گلزار شهدای سعید آباد شهریار رفت و
?طلبه شهید حسین مسیبی مهمان گلزار شهدای مراغه شد.
?شهادت این هفت تن بهار سال ۶۵ رزمندگان تخریب ل۱۰ را مبدل به پائیز نمود.
اما چند روز بعد رویای صادقه ای در آستانه نیمه شعبان فضا را عوض کرد . همرزمی در خواب دید که همه هفت تن در کنار هم شاد و مسرور هستند و به قولی صفا میکنند و نقل این خواب شهدای هفت تن آل صفا را در فرهنگ بچه های تخریب لشگر ده سیدالشهداء(ع) به ثبت رسانید.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید