کد خبر:12614
پ
۱۷۳
خاطره ویژه

حاج امیر یشلاقی (یحیوی)

چهل روز در #غرب_پنجوین بالای ارتفاعات مشرف به #سلیمانیه_عراق در خط پدافندی مستقر بودیم هوا بسیار سرد بود یک #حمام_صحرایی با گونی درست کرده بودند #برادر_یشلاقی(حاج امیر یحیوی) مسوول گروه ما بود بسیار روحیه خوش و شادابی داشت به همراه #شهید_محسن_علیپور با تعریف خاطرات (خوابهایی که مثلا میدیدند) آنچنان ما را سرزنده نگه داشته بودند […]

چهل روز در #غرب_پنجوین بالای ارتفاعات مشرف به #سلیمانیه_عراق در خط پدافندی مستقر بودیم
هوا بسیار سرد بود یک #حمام_صحرایی با گونی درست کرده بودند #برادر_یشلاقی(حاج امیر یحیوی) مسوول گروه ما بود بسیار روحیه خوش و شادابی داشت
به همراه #شهید_محسن_علیپور با تعریف خاطرات (خوابهایی که مثلا میدیدند) آنچنان ما را سرزنده نگه داشته بودند که گذشت ۴۰ روز در آن شرایط سخت را احساس نمیکردیم
نکته جالب خاطره من مربوط میشود به اینکه در این چهل روز #برادر_یشلاقی احتیاج به حمام پیدا نکرد تا اینکه بعد از چهل روز برگشتیم عقب و شب را در پادگان خوابیدیم دیدم برادر یحیوی(یشلاقی )قبل از اذان صبح حوله به دست به سمت حمام میرود با اون حالت شوخ طبعی که داشت گفت : کم کم از خودم ناامید شده بودم که چطور ۴۰ روز حمام واجب نشدم .

 

از سمت راست
تخریبچیان شهید لشگر ۱۰
صاحبعلی نباتی
حاج امیر یحیوی
حسین مسیبی
پیام پوررازقی

ارسال دیدگاه