کد خبر:14980
پ
alvaresin-02974

القصه نام حضرت زهرا سلام الله علیها همه ی گره ها را گشود

  چند روز به عملیات والفجر 8 کنار کارون روستای ام النوشه بهمن ماه 1364 از سمت راست شهید اکبر عزیز زاده و حبیب آقای فرخی روزها و شب ها به تمرینات غواصی میگذشت ماموریت بچه های تخریب لشگر10 عبور از آب اروند و ایجاد معبر در موانع کنار ساحل ام الرصاص بود دشمن در […]

 

چند روز به عملیات والفجر 8
کنار کارون روستای ام النوشه
بهمن ماه 1364
از سمت راست شهید اکبر عزیز زاده و حبیب آقای فرخی
روزها و شب ها به تمرینات غواصی میگذشت
ماموریت بچه های تخریب لشگر10 عبور از آب اروند و ایجاد معبر در موانع کنار ساحل ام الرصاص بود
دشمن در ساحل ام الرصاص نزدیک 50 متر موانع سیم خاردار، هشت پر یا همون خورشیدی و بشکه های انفجاری داشت.
میگفتند دشمن با رادار رازیت موانعش رو چک میکنه.
آمادگی برای این ماموریت که برای اولین بار در طول سال های جنگ باید انجام میشد خیلی سخت بود
عبور از رودخانه اروند برای خودش یک حکایت بود و معبر باز کردن در اون موانع پر حجم و عبور دادن غواص های خط شکن از معبر حکایتی دیگر…. و القصه نام حضرت زهرا سلام الله علیها همه ی گره ها را گشود. و تخریب لشگر10 با توجه به حضور پر تعداد غواصانش در عملیات فقط چند مجروح داشت.
یاد شهید حاج عبدالله نوریان بخیر که تلاش داشت حتی خونی از دماغ کسی نیاید

این مطلب را هم بخوانید
صبحگاه توی نقاهتگاه
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید