پس از آنکه غواصهای گردان حضرت علی اکبر(ع) موفق نشدند معبر اصلی را باز کنند، فرمانده گردان تصمیم گرفت خط را بهوسیله 2 گروهان قایقسوار ـ که برای ادامه عملیات آماده بودند ـ بشکند، اما قبل از عملیشدن این تصمیم، فرمانده گردان امام سجاد(ع) ـ که از معبر لشکر فجر استفاده کرده بود ـ اعلام […]
درحالیکه هنوز ساعتی از شروع درگیری نگذشته بود و خبرهای رسیده از خط مقدم حاکی از عدم موفقیت غواصهای گردان حضرت علیاکبر(ع) در گشودن معبر بود، نبی رودکی فرمانده لشکر19 فجر در ساعت 2:05 بامداد در تماس با علی فضلی اعلام کرد که معبر لشکر فجر باز شده و گردان امام سجاد(ع) از لشکر سیدالشهدا(ع) […]
دوماهي بود كه وارد گردان تخریب لشگرده سیدالشهداء علیه السلام شده بود. قبلش تو گردانهای رزمی عملیات رفته و بچه شهرري بود و معلم هنر……. انسان خوش رو كم حرف و فوق العاده توداری بود….خط خوبي داشت در حد حرفه اي خطاطي ميكرد. قبل از عمليات كربلاي 4 با يك تعداد ديگه بچه ها رفت […]
توی قرارگاه لشگر 10همه نگران بودند نکنه کربلای 5 هم کربلای 4 بشه اما رمز عملیات نام مقدس حضرت زهراء(ُس) ذکر لبا وقتی که یا زهرا می شد همه گره هامون وا می شد صبح کربلای5 حاجی بخشی از همه زودتر اومد میدونست بچه هاش روحیه میخوان ماشاالله…حزب الله کجا میری.کربلا باکی […]
غواصان تخریب زودتر راهی شدند تا قبل از رسیدن نیروهای عمل کننده موانع را از سر راه بردارند و سپس گروهان نصر که لباس غواصی به تن داشتند از کنار خاکریز سمت راست به ستون شده و حرکت نمایند. بچه ها وقتی به نزدیکی موانع رسیدند که غواصان تخریب در داخل آب مشغول باز کردن […]
نماز اول که تمام شد شهیدسیدمحمدزینال الحسینی شروع کرد به صحبت کردن. برادرها امشب شب عملیاته شب سرنوشته. خیلی ها منتظر امشب بودند.خیلی ها چشمشون به شما و کار شماست. خانواده شهدا.امام عزیز ،مردم شهید پرور.همه منتظر شنیدن خبر خوش ازجبهه ها هستند سید می گفت و اشکها نم نم می ریخت . تا که […]
عملیات های زیادی رو تجربه کرده بود مهدی برای شناسایی مواضع و موانع دشمن در عملیات کربلای 5 انتخاب شده بود و با بچه های اطلاعات عملیات برای شناسایی مواضع و موانع دشمن مامور شدند و در این فاصله اندک تا عملیات کربلای5 چندین بار موانع دشمن را در دژ شلمچه لمس کرده بود شب […]
ساعت حدود 8 شب بود که شهید سیدمحمد فرمانده تخریب ل10 گفت: بچه ها بیرون سنگر برای رفتن به خط شوند. بچه ها از سنگر که بیرون اومدند سربه سر هم می گذاشتن. شهید سیدمحمد یه داد زد . برادرها دیرشده .سریع سوار ماشینها بشید. بعضی بچه ها سردشون شده بود. دنبال اورکت می گشتند. […]
شب 19دیماه 65 بود که همه تدبیرها ، تقدیرها را رقم زد. حمله به دژ شلمچه کار عقل نبود بلکه کار عشق بود.رزمنده های دل شکسته از کربلای 4 آماده برای آفریدن کربلای دیگر شده بودند. دلها نا آرام بود.از فرمانده مان شهید حاج سید محمد زینال حسینی شنیدم که امام دستور حمله به دشمن […]
روز 18 دیماه سال 1365 بود.قبل از ظهر یک دسته از غواصهای تخریب که مسوولشون حاج ناصر اسماعیل یزدی بود و مامور به گردان رزمی بودند سوارتویوتا شدند و رفتند به طرف خط شلمچه. منهم همراه اونها رفتم .وقتی رسیدیم ظهرشده بود نماز راداخل کانال خط اول خودمون به صورت فرادا خوندیم . چون یکمقدار […]
آخرین خداحافظی خیلی اصرار داشت که پدرجان مرا حلال کنید ومن برای اینکه او را ازسرخودم وا کنم گفتم باشه حلال. او سر مرا بوسید وگفت پدر من اینجوری نه. جوری بگو که این آقا راضی بشه. با تعجب دوروبرم را نگاه کردم وگفتم بابا مگه غیر ازمنو توهم کسی اینجا هست. اون آقا کیه […]
قبل از عملیات کربلای 4 در حسینیه الوارثین شب جمعه ای دعای کمیل میخواندیم که وسط های دعا شهید حسن خدمتی شروع به خواندن دعا کرد چنان با سوز و گداز و اشک و گریه دعا را میخواند که هیچ وقت ندیدم کسی آن طور دعای کمیل بخواند، صبح عملیات کربلای 5 بدلیل عدم باز […]