کد خبر:2410
پ
۲۰
مداح شهید علی سیفی

اوج مداحی اش روضه بی بی سه ساله بود

شاید علی از جهت ظاهر زیاد دروس حوزوی را نخوانده بود اما درسیر و سلوک سرآمد بود. وقتی برای بچه های تخریب موعظه می‌کرد مثل اینکه خودش بارها عمل کرده و نتیجه آن رادیده است. او اصرار داشت لذت انس با خدا را همه بچشند و در مدت چند ماهی که در تخریب لشگر سیدالشهداء […]

شاید علی از جهت ظاهر زیاد دروس حوزوی را نخوانده بود اما درسیر و سلوک سرآمد بود.
وقتی برای بچه های تخریب موعظه می‌کرد مثل اینکه خودش بارها عمل کرده و نتیجه آن رادیده است.
او اصرار داشت لذت انس با خدا را همه بچشند و در مدت چند ماهی که در تخریب لشگر سیدالشهداء بود همه راشیفته خود کرده بود…

صدای دلنشین و توام با اخلاص علی موجب شد سایر گردانهای لشگر سیدالشهداء علیه السلام هم برای عزاداری در  مقر تخریب حضور پیدا کنند…

روزهای بیاد ماندنی بعد از عملیات خیبر و غصه بچه ها از جاماندن جسم همسنگرانشان در جزیره مجنون با صدای ملکوتی علی التیام پیدا می‌کرد او وقتی روضه می‌خواند خودش را در صحرای کربلا می‌دید و بارها شده بود که درحین مداحی بی‌حال می‌شد و نفسهایش به شماره می افتاد…

اوج ارادت علی در مداحی‌ اش روضه حضرت رقیه سلام الله علیها بود و خیلی با احساس، رفتن خار در پای این بی‌بی رابیان می‌کرد…
بابا جان
آندم که من از ناقه افتادم و غش کردم
بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی
رقیه جان …. عزیز بابا
آندم که تو از ناقه افتادی و غش کردی
من بر سر نی بودم مشغول دعا بودم
یاد همه روضه خون های شهید بخیر

ارسال دیدگاه