• تاریخ : دوشنبه, ۱۲ مرداد , ۱۴۰۵
  • ساعت :

    خاطرات دفاع مقدس - الوارثین گردان تخریب لشگر ده سید الشهداء علیه السلام

    حماسه نبرد لشگری که با همه ی حیثیتش به قلب دشمن زد

    حماسه نبرد لشگری که با همه ی حیثیتش به قلب دشمن زد

    از ابتدای عملیات لشکر10 سیدالشهدا در تاریخ 19 دیماه 65 تا پایان عملیات کربلای 5، این یگان مجموعاً 21 روز در منطقه عملیاتی حضور داشت . و در این مدت، طی 6 مرحله به اجرای عملیات در نقاط مختلف منطقه عملیاتی پرداخت. در این عملیات لشکر سیدالشهداء(ع) ، 10 گردان از نیروهای پیاده خود را […]

    عقب آوردن اسرا

    عقب آوردن اسرا

    روز دوم عملیات بیت المقدس 2 به اتفاق برادر اسدالله سلیمانی جهت علامت گذاری مسیر غار و پل معلق با شب نماهای مخصوص ، حرکت کردیم تا گردانهای پیاده بتوانند در شب براحتی از روی این پل عبور نموده و به غار برسند حدود یکی دو ساعت مانده به مغرب به محل رسیدیم و پس […]

    پیکر مطهر سردار شهید حاج یدالله کلهر

    پیکر مطهر سردار شهید حاج یدالله کلهر

    گفتم که پیکر شهید کلهر را به قرارگاه کوثر (اردوگاه ل10 در جاده سوسنگرد) بیاورند تا من هم به آن‌جا بیایم و برای آخرین بار ایشان را زیارت کنم. بعد از شهادت شهید کلهر در بیمارستان، پیکر ایشان یک‌شب در سردخانه‌ی بیمارستان ماند و ما بعد از تماس با قرارگاه و اجازه گرفتن، برای ملاقات […]

    دلنوشته ی شهید حسن جدی

    دلنوشته ی شهید حسن جدی

    دلنوشته ی شهید حسن جدی اکنون آخرین فرصت های دنیاست، آخرین لحظات است. شاید که آخرین روز عمرمانیز باشد. وامشب باهمه شبهای دیگرفرق دارد. امشب آسمانها خون خواهندگریه کرد. ستارگان باهمه فروغ و روشنایی شان مرواریدهای خونین راخواهندبرچید. امشب شب حمله شب ازخودگذشتن ،شب هدیه دادن. خداوندا هدیه اینجانب رابپذیر. امشب شب معراج، شب پرواز، […]

    حسن مرد خدا بود

    حسن مرد خدا بود

    توی گردان تخریب بالاتفاق بچه ها اهل معنویت بودند اما بعضی ها یه سر و گردن از بقیه بلند تر بودند. شهید حسن جدی یکی از اونها بود. بعضی ها به اشتباه اهل معنویت وآخرت بودن رو با گوشه گیری و دوری از اجتماعات اشتباهی میگیرند. شهید حسن جدی الگوی تمام وکمال یک رزمنده تخریبچی […]

    حکایت معراج تخریبچی شهید عبدالعلی روشنی

    حکایت معراج تخریبچی شهید عبدالعلی روشنی

    چند شب از عملیات بیت المقدس 2 میگذشت و چندین بار برای عملیات. و یا پاتک و کاشت میدان مین بالای قمیش رفته بودیم خیلی خسته شده بودیم هوا هم خیلی سرد بود بعضی جاها برف از زانو هم بالاتر بود .بالاخره دم دمای غروب به سمت چپ قمیش رسیدیم به سمت دره رفتیم اون […]

    شبی که فتح وظفر نصیب ما شد

    شبی که فتح وظفر نصیب ما شد

    شب عملیات بیت المقدس توفیق شد با بچه های گردان حضرت علی اکبر علیه السلام راهی عملیات شوم. شب قبل از عملیات را افتادیم وبعد از ساعت ها راهپیمایی در ظلمات شب به پل رسیدیم. من قبلا به جهت رفاقتی که با بچه های راپل پادگان امام علی(ع) که این پل را نصب میکردند داشتم […]

    ورود به جزیره شلحه و ام الطویل

    ورود به جزیره شلحه و ام الطویل

    درحالی‌که لشکر آماده عملیات در بیرون جزیره صالحیه بود، از ساعت 23:30 (28/10/1365) تا 3 بامداد (29/10/1365) با تصمیم مسئولان قرارگاه نجف، 2 بار مأموریت لشکر سیدالشهدا تغییر یافت. اما نهایتاً در ساعت 2:30 بامداد، قرارگاه اعلام کرد: لشکر انصارالحسین فعلاً بخشی از مأموریت خود ـ تأمین مبادی ورودی جزیره صالحیه ـ را انجام داده […]

    دیدار امام

    دیدار امام

    بعد از اتمام عملیات بیت المقدس2 لیاقت حاصل شد که رزمندگان لشگر سیدالشهداء (ع) خدمت امام برسند و امام عزیز ما را به حضور پذیرفت . آن جا توفیقی برای من حاصل شد . گزارش کوتاه از عملیات بیت المقدس 2 خدمت حضرت امام عرض کنم آن جا در محضر امام عرض کردم .اماما : […]

    شب جمعه ای که با مهدی به سر شد

    شب جمعه ای که با مهدی به سر شد

    از جمله افرادی که در گردان تخریب توجه مرا را به خود جلب نمود برادر مهدی ضیایی بود اصولا بچه های تخریب نسبت به سایر گردانها حال و هوای خاصی داشتند شاید هم لازمه کار این گردان وجود چنین حالاتی بود ؛ بهرتقدیر این شهید بزرگوار از جمله افرادی بود که بیشتر شخصیتی درونگرا داشت […]

    شهید اسدالله اللهیاری

    شهید اسدالله اللهیاری

    شهید اللهیاری از قدیمی های تخریب لشگر10 بود به جهت لهجه ترکی فارسی که داشت خیلی شیرین حرف میزد و توی هر جمعی که وارد میشد کمپوت روحیه بود. البته خیلی آدم با جنبه وباظرفیتی بود. فرمانده ما شهید حاج عبدالله که به جدی بودن ووقار معروف بود وبه ندرت با کسی شوخی میکرد با […]

    روایت هایی که نشنیده اید

    روایت هایی که نشنیده اید

    هیچ رزمنده ای مطلع نبود که ما از کجا عبورش میدهیم برای عبور رزمنده ها از پل مسوولی گذاشته بودیم و تاکیدشده بود که نگذارید رزمنده ها متوجه شوند پل عبورشان به سمت ساحل دشمن در چه شرایطی هست.. بچه های رزمنده با همان ستونی که می آمدند بدون معطلی با فاصله یک یا دو […]

    برو بالا